روزی که آیت الله خمینی از دنیا رفت را به خوبی به یاد دارم ان روز من خانه ی مادربزرگم بودم و در دنیای بچگی کنار دختر خاله ام خوابیده بودیم، که رادیو آن متن مشهور را به نقل از فرزند آیت الله خمینی قرائت کرد.پرچم های سیاه و هفته ها عزای عمومی واضح ترین خاطره ای است که در ذهن من از ان روزها و هفته ها باقی مانده است. شاید واضح ترین تصویر از ان روزهای جسدی در سردخانه ای شیشه و بر مکانی بلند است که عمامه ای سیاه بر روی ان نهاده بودند. اری مرگ حق است و خاطره مرگ ایت الله خمینی هم در ذهن ما و بزرگترهای ما ماندنی است. اما نمی دانم چرا هرچه فکر می کنم خاطره ای از به قدرت رسیدن ایت الله خامنه ای در به خاطر نمی آورم . هرچه تفتیش می کنم خاطره ای از 14 خرداد ندارم. سالها گذشته است و کودک پنج ساله آن روزها بیست و هفت ساله شده است.و دختر خاله اش دختر بچه ای به نام ستایش دارد. اما فرد برگزیده چهارده خرداد همچنان بر سر ایران و با همان عنوان اول، حکومت می کند. جالب آنکه همان خاطره گنگ سالهاست متن سیاست ایران را رقم زده است. امروز عده ای به طنز می گویند آیت الله خامنه ای سوگند خورده است رکورد ناصرالدین شاه را خواهد زد.
می گویند روزی که ناصرالدین شاه ترور شد مردم باور نمی کردند که شاه شهید سرانجام از قدرت پایین امده باشد. اما عده ای بر این باورند که با همه سیاهی ان ایام باید بر روان شاه شهید درود فرستاد. درود از این بابت که ناصرالدین شاه هرگز خود را نماینده خدا ندانست. هرگز در پادگاهان ها شخصی را نگماشت آنچنان که قدرت او از قدرت فرمانده پادگان بیشتر باشد. هرگز در دانشگاه دفتری ایجاد نکرد که چرخ دانشگاه به فرمان ان دفتر بگردد . هرگز در مناسک حج بیتی تاسیس نکرد تا حاجیان بدانند از صدقه سری این بیت است که به حج مشرف می شوند. آری ناصرالدین شاه یکی از دیکتاتور ترین سلاطین ایران بود اما حالا بعد از سپری شدن بیش از صد سال از دوران او و باهمه تلاش ها جهت بسط دموکراسی در ایران، گاه انسان هوس می کند سلامی بر او و خاندانش بفرستد. سلامی که یقینا از سر ارادت نیست اما وضعیت وخیم ملتی را نشان می دهد که سالهاست بر سر حق حاکمیت خود می جنگند و در نهایت دوباره به سر سطر اول باز می گردد. جالب انکه هربار به انها مژده می دهند که این باردیگر شما به ازادی رسیده اید. اما من نمی دانم این چه ازادی و چه دموکراسی است که در ان نفراول ممکلت برای نزدیک به ربع قرن در دستان یک نفر است؟
بگذارید حاشیه نروم و اصل سخنم را بگویم اقای خامنه ای زمانی که شما رهبر ایران شدی من پنج سال داشتم امروز بیست وهفت سال دارم آیا برای آزادترین کشور دنیا این امار کمی تکان دهنده نیست؟ آیا دیگر کافی نیست؟!
نه بابا تازه نوبت آقا مجتبي ميشه
پاسخ دادنحذف