انگیزه نوشتن این متن حسرتی است که امشب در حین تماشای مختارنامه به من دست داد. آخر می گویند این فیلم یکی از پرهزینه ترین مجموعه های تلویزیونی است که در ایران ساخته شده است وقتی می پرسیم رده هایی بعدی را کدام فیلم ها به خود اختصاص داده اند پاسخ می دهند یوسف پیامبر، می گویند پیامبر اعظم می گویند پروزه امام حسن ، امام علی و مریم هم در زمان خود بسیار پر هزینه بوده است و هرچه می گردیم چشممان به فیلم که معرف تاریخ ایران باشد نمی افتد ناگهان نگاهمان به فیلم شیخ بهایی جلب می شود ولی ای داد و بیداد که او نیز ایرانی نیست می گویند فیلم سینمایی ملک سلیمان هم بسیار پرهزینه بوده است .و بعد از ان کلاه پهلوی که گویی ان نیز هدفی جز تحقیر تاریخمان را ندارد
می پرسیم پس فیلم مصدق کو؟ سریال کوروش بزرگ روایت ایرانی عاشق و عاشق ایران فردوسی، داستان ستارخان و باقرخان ، حکایت حکومت با عظمت هخامنشیان و ساسانیان ، راستی چرا قهوه تلخ پخش نشد؟ پوزخندی تحویلمان می دهند می گویند برای دوران ستم شاه ی هم کم فیلم ساخته نشده است !
آری این است وضعیت روایت تاریخ نگون بخت ما. آن هم درست در زمانی که همه ی کشورهای کمر همت بسته اند تا نداشته های خود را داشته نشان دهند تا از پاره سنگی زیر خاک حماسه بسازند تا بزرگان این بلاد و ان بلاد را به نام خود ثبت دهند. و ما در وطن تیشه ای به دست گرفته ایم و همه داشته هایمان را خورد و انکار می کنیم.
لحظه ای می اندیشم حالا که بحث داغ این ایام هدفمندی یارانه هاست ای کاش دست کم یارانه صدا و سیما هم قطع و به مردم پرداخت می شد تا خودشان تصمیم بگیرند چه چیز را ببینند و چه چیز را کنار بگذارند. ولی افسوس!
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر