۱۳۸۹ مهر ۱۲, دوشنبه

اقای افتخاری با خاطرات در دل با نغمه های بر لب چه کنیم؟ وقتی وجدانمان اجازه نمی دهد تو را گوش کنیم؟

ابتدا اجازه دهیداعتراف کنم روزی که تو احمدی نژاد را در آغوش کشیدی از رفتارت ناراحت شدم اما نه به آن شوری که دیگران رنجیده بودند. گفتم خوب هرکس حق دارد خودش انتخاب کند که چه کسی را در آغوش بگیرد این چه ربطی به هنرش دارد چه دخلی به آوازش دارد؟ حتی روزی که شنیدم گفتی ربنای شجریان ملکوتی است به خودم گفتم علیرضا افتخاری پشیمان شده است و دارد رفتار خود را تصحیح می کند. گفتم او از مردم است هرچه دارد از مردم است . چگونه یک هنرمند مردمی می تواند از جنس قدرت باشد! اما گویی همه اینها خیال باطل بوده است وقتی شنیدم گفتی ما هرچه داریم از انقلاب است گفتم پس مردم چه؟ مگر همه چیزت از مردم نیست؟ پس این سخن دیگر چیست؟ اخر برادر من! پدر من! تو را چه دخلی به انقلاب ! مگر انقلاب تو را آوازه خوان کرد مگر حکومت اسلامی صدای تو را نواخت که چنین سخن می گویی. مگر فراموش کرده ای که هنرمند هرچه دارد از مردم است؟ ما مدتها بود میان هنر و شخصیتت و اعتقادات تفکیک قائل می شدیم و با این توجیه که هنر افتخاری میراث اساتیدی چون تاج است. خود را دلخوش می کردیم و همچنان می شنیدم که "که ای گل ناز من نغمه ساز من" اما دیروز راستش را بخواهی سرخورده شدم کمی به شعورم برخورد آن هم درست در روزهایی که شنیدم جوانی از قماش شما صرفا به خاطر خواندن آواز، ماهها در سلول انفرادی تحت شکنجه بوده است و تو در همان روزها می گویی من هرچه دارم از انقلاب است. راستش را بخواهی به من برخورد و ان هم چه برخوردنی. آقای افتخاری وجدانم به درد امده است صدایت زیبا است اما چند روزیست هر لحظه که صدایت را می شنوم همان صدایی که تا چندی پیش ملکوتی می خواندمش چون مته گوشم را می آزارد.
هنور نمی دانم چگونه خواننده آلبوم جاودانه نیلوفرانه ، خواننده هنگامه ، خواننده صیاد، خواننده شورعشق می تواند خود را از حکومت بداند! نمی دانم چگونه می تواند به دیگران طعنه بزند که چرا می گویند از جنس حکومت نیستند
ما را نه زبانی برای توهین، نه دلی برای نفرین و نه قلمی برای طعنه است.

جناب افتخاری صدایت را دوست دارم.دروغ چرا؟! بخش عظیمی از خاطرات عاشقانه ام با ترانه هایت پیوند خورده است با نی و نای چوپانت، با عهدی و پیمانی که هرگز فراموش شدنش را باور نمی کنم، با نیلوفری که عاشقانه پیچ می خورد.اما وجدانم! وجدانم اجازه نمی دهد دیگر تو را گوش کنم .

رفتم از کوی تو خداحافظ!


.

۳ نظر:

  1. همه با هم میرویم از کویش..........

    پاسخ دادنحذف
  2. افتخاری از آن دسته هنرمندانیست!(البته اگر بشود به او گفت هنرمند)
    که برای بقای خود ,خود را به حکومت چسباند. او فراموش کرده که یک هنرمند باید زبانش ,قلمش ,صدایش زبان مردم باشد
    چه بسیار کسانی که نام هنرمند را یدک میکشیدند و امروز حتی نامی از آنها به جا منانده.
    آقای افتخاری هنوز فرصت دارید که هنرمند شوید.

    پاسخ دادنحذف
  3. اقای افتخاری اگر شما طرفدار انقلاب بودید و هستید ، محمود احمدی نژاد ، مشایی، مصباح یزدی ، سعید امامی و مرتضوی های قاتل به انقلاب چه ربطی دارند؟ انقلاب را منتظری، طالقانی، همت ، باکری، موسوی، کروبی ها کردند و اگر صدای شما خوش است دلیلی نیست تیزهوشی شما در "منطق" بالا باشد پس با مردم مشورت کنید و دوباره تصمیم گیری کنید. روانتان سلامت باشد
    مزدک

    پاسخ دادنحذف